مهمون

به نام خدا

علی جان ، اینجا برای ثبت در خاطرات مینویسم دیروز که یکی از دوستانم برای 2 ساعت مهمون ما بود، چه کارهایی که نکردی!!!فقط برای اینکه به من بگی : با دوستت حرف نزن و فقط به من توجه کن،

 بدون توضیحات اضافه کارهات رو لیست وار مینویسم:

- برگردوندن استکان چای سرد شده روی مبل، عمداً

- جفت پا رفتن توی بشقاب غذا

- لخت شدن و لباس نپوشیدن.

- صعود به قله هایی که تا حالا کشفشون نکرده بودی.

- خالی کردن ظرف پسته روی سرت.

- خوردن گوشه های اسکناس(اَه اَه).

- کشیدن جیغ های بنفش.

....

بعد از رفتن مهمون هم:

- شکستن شیشه میز

- خالی کردن قوطی شیر خشک روی فرش

حالا تصور کن حال من رو :کلافه گریه کلافه

آخرشب که در فر گاز رو پای من باز کردی و باعث ایجاد درد شدید در پای من شدی، با یه حالت ملوسی اومدی میگی:" دَد اومَ..... آب بوخو"(یعنی درد اومد، آب بخور)

/ 2 نظر / 3 بازدید
دادستان بر و بچز

هیچی دیگه.پاک آبروی ما رفت.بعد از عمری اومدیم دو کلوم با دوستمون اختلاط کنیم علی آقا ماجراها ساخت.یکی نیست بگه آقا قبل از اینکه شما بیایین من و با مامانت ساعتها بدون احساس خستگی حرف میزدیم.حالا چی میشد اگه دو ساعت اون دندونهای خوشگلت رو رو جیگر میذاشتی که رسانه ای نشیم.[متفکر]ولی حالا که پیش اومد خوبه که بگم حقیقتا مامانت رو اینجوری من نشناخته بودم.تو همون دو ساعت دیدم که مامانت در مقابل همه اون شیطونیهات خیلی صبور و باحوصله برخورد میکنه .قدر مامانت رو بدون خاله.