فرشته محافظ

این روزها واقعا از فرط بازیگوشیهای علی خسته شدم، البته خسته که نه ناتوان شدم.اوه

جدیدا علی فعالیت های بسیار پر خطری انجام میدهسبز مثلا :

از دستگیره درب فر گاز آویزون میشه و میخواد ازش صعود کنهتعجب.

یا مثلا میره روی مبل و میاد می ایسته روی دسته مبل و با فریاد من رو صدا میکنه که ایستادنش رو بر فراز دسته مبل به تماشا بنشینم.خیال باطل

یا به عنوان مثال دیروز از پله های آشپزخونه منزل مادر رفته بود بالا و میخواست به سان یک بالگرد پرواز کنه و فرود بیاد.بغل

و ما روز به روز بیشتر به این نتیجه میرسیم که خدا واقعا فرشته های محافظی   فرشتهفرشته   رو برای مراقبت از بچه ها همیشه همراهشون  قرار میدهو البته به قول یکی از دوستان:

"خدا باید به  فرشته های محافظ علی ، مزد شرایط کار سخت(سختی کار) بده." خندهقهقهه

/ 2 نظر / 6 بازدید
زهرا

وای مامان علی من تا وقتی ندیده بودمش فکر میکردم تو غلو میکنی ولی حالا میگم که خدا صبرت بده راستی راستی بچه کنجکاو و بازیگوش و شیرینیه ماشا ا.... خدا حفظش کنه

دادستان بر و بچز

دوست من!!!![متفکر]یه جوری در باره شیطنت های علی حرف میزنی که انگار خودت کلا یه بچه ساکت مظلوم بیصدا بودی.عزیزم ماها که توی دانشگاه هم از دیوار راست بالا میرفتیم و همین الانشم اگه آب باشه شناگرای ماهری هستیم دیگه چرا؟؟؟[ابرو]چیکار داری بچه رو؟خدا میدونه مامانامون چی کشیدن از دست ماها و وب و نت هم نداشتن که صداشون به جائی برسه.[نیشخند]