ترس

به نام خدا

میگن ترس بچه ها از تاریکی و حیوانات و بعضی چیزهای تخیلی از همین سنین 2-3 سالگی شکل میگیره!

ولی آخه مادری که با دیدن گربه نا خوداگاه جیغ های بنفش سر میده چطور میتونه به بچش بفهمونه که گربه ترس نداره؟

 

پی نوشت:

 این روزها تکه کلام علی شده "ترس", هی میگه: ماهی ترسید, پیشی ترسید, پتو ترسید, مهیا میترسه,ترسیدم و...

من هم در جواب میگم: نه ماهی نترسید تعجب کرد! یا میگم ما نمیترسم ما شجاعیم یا میگم از چی ترسید؟ .....نه بابا اون که ترس نداره! و... 

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
قاصدک بارون

سلام خدا حفظش کنه. دوران عجیبیه با بچه ها بودن... اینا رو توی یه دفترچه هم بنویسید که داشته باشیدش. به اینترنت اعتباری نیست

قاصدک بارون

یکی رو یم شناختم که کلا ترسو بود. وقتی بعد از سالها خدا بهش یه بچه داد دوست داشت بهش همه چیز رو آموزش بده. وقتی رسیدند به آموزش مقوله ای به اسم"سوسک" می گفت که دیدم اگه بترسم این بچه هم ترس توش شکل می گیره. بخاطر همینم سوسک رو گرفته بود و گذاشته بود توی یه بطری . می گفت داشت نیگام می کرد وقتی سوسک رو گرفتم. نمی شد جیغ زد. فقط تنها کاری که کرده بود این بود که رو ترش کنه و بگه: وای داره قلقلکم می ده!!!! حالا که بچه ی اون بزرگ شده واقعا پسر شجاع و دلیری بار اومده. من واقعا غبطه می خوردم به حال مامانش. راستی در مورد پست وبلاگ خودم... اون بابام بود نه همسرم.(به خاطر ادای دین به پدرم لازم دونستم بگم)[چشمک]