کتاب 1

به نام خدا

علی به تازگی خیلی به کتاب خوندن علاقه نشون میده بطوریکه هر کتاب رو 10 دفعه در روز هم براش بخونی سیر نمیشه , دایم کتابهاش رو میاره میگه : بخون , ما هم واقعا از این علاقش استقبال میکنیم و براش میخونیم.

دیروز که داشتم براش کتاب میخوندم , متوجه شدم خیلی از تیکه های کتاب رو حفظ شده مخصوصا اونجاهایی رو که دوست داشته باشه.

البته تازگی متوجه شدم که باید بعضی از ابیات بعضی کتابها رو خودم خذف کنم و نخونم و تازه یک قدم هم به جلو گذاشتم و یک ماژیک آوردم همون بعضی ها رو خط خطی کردم که بقیه هم براش نخونن.

× جدیدا یک کتاب برای علی خریدم به نام کوچولوی من, به نظرم خیلی کتاب خوبیه , تو یکی از داستانهاش موضوع اینه که بچه ها نباید به چاقو و اتو سوزن دست بزن, به اینجاش که میرسه علی انگشت اشاره اش رو به نشانه تذکر و همینطور سرش رو تکون میده و میگه:"به چااو دش نژن/به اتو دش نژن/ ...."

/ 2 نظر / 10 بازدید
صبا

من که از این جلوتر رفتم و به جای بعضی بیتها جایگزین نوشتم تو کتاباش. تو یکی هم عکس خوک بود روش رو برچسب زدم. کلا بومی سازی میکنم کتابا رو!!

خاله هانیه

سلام منم دقیقا همین کارو میکنم و بیشتر داستاتها رو تغییر میدم مخصوصا جاهایی که حرف از جادوگر و غول وبالاخص روش متداول برای شکستن جادوی دختران و آقایان جوان در افسانه ها که بسیار هم متداوله [تعجب](و البته وای از لحظه ای که دروغ مامان توسط کارتونها در میاد و بچه داد میزنه ااااا مامان دستشو نگرفت بوسش کرد[خنده])