حواس پرت کردن آری..........اما دروغ هرگز!

به عنوان مثال:

علی از کشوهای آشپزخانه بالا رفته و اپن رو فتح کرده و کیف مهمونمون رو برداشته و میخواد باز کنه,

میگم: بده مامان , شما نباید به کیف کسی بی اجازه دست بزنی!

میگه:نمیدم, میخوام .

میگم: وااااای علی پرنده ها رو ببین اومدن دونه بخورن!!!(کاملا راستکی بود چون ما لب پنجره براشون برنج میریزیم و همیشه میان که بخورن) 

اومد بغلم که بریم پرنده ببینیم , ولی دو دستی کیف مورد نظر رو چسبیده بود.

گفتم: بیا بریم خرسه رو از بالا کمد بیاریم بهش آب بدیم....قبول کرد و ده دقیقه مشغول آب خوراندن به خرس بیچاره شد, ولی وقتی کارش تموم شد اومد و گفت: تیف خاله رو میخوام.

دوباره و سه باره و nباره حواسش رو پرت کردم ولی بازهم اون کیف رو میخواست که میخواست.

پی نوشت: این روزها دایم دنبال روشهای جدیدی برای اینم که چه جوری تو ماشین حواس علی رو از هوس رانندگی و جلو نشستن و... پرت کنم.

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
محب ولایت

سلام علیکم[گل] اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خداى تعالى به داود)صلوات اللّه عليه( وحى فرمود كه: [گل] در زمان آسايش و خوشى به ياد من باش، تا من در هنگام سختى و گرفتارى دعايت را اجابت كنم. [گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

هدی

جوووووووووووووون

مامان محمدين

من كاملا توضيح دادم كه جلو نشستن فقط مال مامانه. و خطر داره. و كاملا هم قبول كردن!!!!! وقتي ماشين خاموشه اجازه دارن بيان جلو