باز هم روی سخنم با توست علی جان ...

یا رازق الطفل الصغیر، یا راحم الشیخ الکبیر

 

علی جان! پسرم،اینجا قصد دارم برایت بنویسم که ما چطورتمام تلاشمان را کردیم تا تو به صلاح و رستگاری نزدیک تر شوی.

 مدتی پیش از آمدنت، با پدرت تصمیم گرفتیم خیلی مسایل رو مراعات کنیم که مبادا به روح پاک تو لطمه ای وارد شود که بعد ها برای خوب بودن، به زحمت بیفتی.

البته خوب بودن، همیشه همراه سختی و زحمت است. ولی ما نمی خواستیم در این سختی سهم داشته باشیم وسعی داشتیم کاری نکنیم که ناپاکی حاصل از آن در تو اثر بگذارد.

بعد از اینکه متوجه وجودت در درونم شدم  خیلی چیزها را نخوردم، خیلی جاها نرفتیم. موسیقی های خیلی معمولی هم گوش نکردم. چون آقای بهجت (درود خدا بر او باد) گفته اند: «عزیزم! جان من! هیچ نوع از موسیقی انسان را به خدا نزدیک نمی کند.» سعی کردم خیلی تصاویر را نبینم که امانت سالمی را که خدا به ما سپرده، زخمی نکنم. و در مقابل، سوره های یاسین و یوسفی بود که به سیب می خواندم و می خوردم تا به تو برسد و خیلی دعا ها و ذکر های دیگر.

 

 و البته بی انصافیست اگر نگویم که چقدر پدرت در این مسیر کمک و حمایت میکرد.

شاید کسی بگوید که خواندن و نخواندن این سوره ها و انجام دادن و ندادن آن کارها، هیچ تاثیری بر شخصیت تو نخواهد گذاشت. و رفتار های تو به خودت بستگی دارد. و من پاسخ می دهم که هیچ چیزی در این عالم، آنطور که ما فکر می کنیم و عقلمان می رسد، صفر و یکی نیست. پیچیدگی های زیادی وجود دارد. کسی نمی تواند بگوید من اگر ۴۰ بار سوره یاسین نمی خواندم، تو بد اخلاق می شدی و چون خواندم، خوش اخلاق شدی. اما اصرار دارم که بگویم بی تاثیر نبوده است. قطعا تاثیر داشته است. قطعا وضو گرفتن قبل از شیر دادن، تاثیر دارد. البته، معلوم است که این جمله ام را کسی که به نور بودن وضو اعتقاد نداشته باشد، به راحتی رد می کند. این دیگر برمی گردد به زیربنای اعتقادات ما و آنچه که به آن ایمان داریم یا نداریم.

خدایا! کمک کن که پاره تن مان، لحظه ای از مسیرت دور نشود. هر لحظه، به سمت تو گام بردارد و مورد رضایت تو باشد.                                                                       آمین

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
دادستان بر و بچز

هیشکی تا در این مسیر قرار نگیره نمیدونه مراعات این چیزائی که گفتی چقدر مشکل و البته لازمه.مرجان واسه منم دعا کن.[گریه]

خاله مهربون

به نظرم واقعا مادر شدن فرايند سختيه، چون مجبوري( البته اين از اون دست اجبارهاييه كه به اختيار خود آدم پيش ميادها!)خيلي چيزهارو كه توي شرايط عادي ممكنه زيرسيبيلي ردشون كني، مراعات كني.البته معتقدم خدا توي اين مسير خيلي به آدم كمك ميكنه و اشتباهاتشو جبران ميكنه. مامان علي!بد نيست توي اين وبلاگ برخي از اين نوع مراعاتها رو مطرح كني شايد به كار بياد! و البته بعهدها پسرت ميفهمه كه چقدر تربيت بچه سخته!!!