بگذاریم بچه ها بچگی کنند

به نام خدا

قبلا مفصل در مورد وسعت دایره کنجکاوی های علی نوشته بودم , نوشته بودم که به جرات میتونم بگم که تو خونه ما شیئی نیست که علی باهاش کار نداشته باشه, از کمد مربوط به کفش و کیف بگیرید تا کتابخونه و قفسه شوینده ها و کابینت و کمد و لوازم برقی و جاکفشی و زیر فرش و ته ته کمد رختخواب ها و زیر تخت و کشو خرت و پرت ها و....تا حتی توالت فرنگی!

والبته میدونم که کلا این دوره سنی مختص کشف و شهود بچه هاست و همه بچه ها کم و بیش از این کنجکاویها(بخونید فضولیها)دارن.

اوایل خیلی حرص میخوردم که من مثل بولدزر هی باید جمع کنم و دقیقا پشت سر من علی مثل یک موتور فول پاور ریخت و پاش بریزه! برای همین تمام تلاشم رو میکردم تا امکان دسترسی به برخی مکانها برای علی وجود نداشته باشه .

خدا رو شکر خیلی زود تونستم خودم رو اصلاح کنم و سعی کردم مادر بهتری باشم و مانع رشد و کشف و شهود و یادگیری و خلاقیت و تخلیه انرژی علی نشم,ضمنا سرش دادهم نزنم. ولی تو دلم حرص میخوردم .

حالا تازگیها فهمیدم که:

اگر تمام ظرفهای چینی من در اثر افتادن از دستهای کوچولوی پسرم بشکنه,

اگر تلفن و بعضی وسایل برقی خونه بسوزه,

اگر کتابهای کتابخونه به تلی از کاغذ تبدیل بشه,

اگر خونهء تازه جمع و جور شده به یک جنگل در هم و برهم تبدیل بشه,

هیچیییییییی نمیشه. یعنی وقتی از بالا به کل زندگی نگاه کنیم میبینیم هیچ اثری از این اتفاق نیست.

ولی اگر من سر علی داد بزنم , یا تو دلم بد و بیراه بگم یا هی دندونهام رو روی هم فشار بدم و عصبانی بشم,

خیلیییییییییی چیزها میشه, کم کمش اینه که هیچ لذتی از این دوران شیرین نمیبرم.-----(+ دنیا تیره و تار میشه, اخلاق بچم خراب میشه, علی لجباز و عصبی میشه, خودم مریض میشم ).

پی نوشت:

- البته مانع انجام کارهای خطرناک بچه ها شدن از این قاعده مستثنی است, که البته میشه فعالیت مشابهی رو جایگزین کرد.

نمونه هایی از راهکارهای من در اینخصوص:

- وقتی علی اصرار داره دوشاخه ای رو تو برق بزنه من با محافظهای مخصوص, روی پریز رو میبندم و اون رو هدایت میکنم که دوشاخه مورد نظر رو داخل پریز تلفن بچپاند.

-وقتی علی اصرار داره با چاقو میوه پوست بکنه, میشینم بالا سرش و میوه (مثلاخیار) رو میذارم تو پیش دستی و کمکش میکنم اون رو تکه تکه کنه.

ولی وقتی علی اصرار داره لیوان لیوان از آبریز یخچال آب برداره و دریاچه درست کنه, شیر مربوطه رو از پشت یخچال میبندم , اونوقت خودش میگه: اِ آبش تموم شد.

=================================

ضمنا این مطلب مرتبط را هم بخونید.

 

/ 1 نظر / 11 بازدید