خشانت ممنوع!

این روزها دایم در حال شنا روی میز و فرش و مبله. همه بالشتهای مبل رو میریزه رو زمین و شیرجه میزنه روش و جالب اینه که حتما هم باید لباسهاش رو در بیاره, کلا در تخیل و توهم شنا و شیرجست این روزها.

- آب میخوره , میگه مامان شیرجه بزنم تو لیوان!؟

- دستهاش رو تو روشویی میشوره و بعد میره تو روشویی میشینه و میگه دارم شنا میکنم!

- از خواب بیدار شده میگه داشتم شنا میکردم(خواب دیده).

- غذا میخوره میگه غذاها تو دلم دارن شنا میکنن!لبخند

---------------------------------------

رسیدیم به سن سوالهای مکرر و پی در پی و جدا اگر آدم بخواد جوابهای بیخود و اشتباه نده باید کلی فسفر بسوزونه:

با هم رفتیم زیر لحاف وهمه جا تاریک شده, میگه: چرا تاریکه؟            میگم: چون نور نمیاد دیگه.          میگه: چرا نور نمیاد؟       میگم: چون لحاف کلفته و نمیذاره نور بیاد.       میگه: چرا کلفته؟          میگم: چون باید کلفت باشه تا ما سردمون نشه.        میگه: چرا سردمون نشه؟        میگم: چون اگر سرد بشه سرما میخوریم       میگه: اگر سرما بخوریم چی میشه؟      میگم...... میگه...... میگم.....میگه......سوال

----------------------------------------

میره تو دستشویی و در رو از تو قفل میکنه و دقایق طولانی به آب بازی میگذرونه, با  قربون صدقه و نصیحت و تشویق و تهدید و فریاد  هم بیرون نمیاد. راستش بیشتر میترسم سُر بخوره یا کاری غیر بهداشتی انجام بده!نگران

---------------------------------------

شبها ساعت 1 و 2 به زور میخوابه و صبحها ساعت 8-30/8 به زور ما(من یا خانم نجفی) رو بیدار میکنه. همه راهکارهام برای زود خوابوندنش به سنگ خوردهناراحت

 

/ 9 نظر / 24 بازدید
مامان محمدمهدی

دیدی آدمو به مرز جنون میکشونن با سوالاشون.محمدمهدی بعد اینکه به سوالش جواب میدیم دوباره میپرسه و اگه همینطور با احترام و آروم جوابشو بدیم دوباره میپرسه تا هروقت که جون تو زبونت مونده باشه[لبخند] منم هرچی به بابای محمدمهدی گفتم تی وی رو خاموش کن تا فیلمو نبینه اینگار نه اینگار.وسط فیلم محمدمهدی تفنگشو برداشته بود و یکسره به همه جا شلیک میکرد و باباش هم حظ وافر میبرد اوه چقدر داغمو نوشته ت تازه کرد[چشمک]

آشنا

یعنی به هیچ وجه نباید ببینه؟ با خودت روضه نمی بریش؟ محرم رو می گما! بالاخره که این چیزا به گوشش می خوره! استرس دارم! بابایی عاشق فیلمه. سخت ترین کار تو زندگیش فک کنم این باشه که وسط یه فیلم جذابی که می خواد تا ته ببینه مجبور بشه خاموشش کنه! یعنی این کار رو می کنه؟

سارا

در مورد فیلم های ترسناک... بابای مطهره وقتی مطهره میاد و مجبور می شه شبکه رو عوض کنه، فقط با حالت اعتراض می گه: «آدم تو خونه ی خودشم نمی تونه فیلمی که دوست داره ببینه!» ----------- اون دغدغه ی شناش خیلی بامزه بود. مخصوصا غذاها که تو دلش شنا می کنن. خدایا... احیانا رفته شنا؟ یا در مورد شنا براش چیزی گفتی؟

ما(من و گاهی بابا)

خب منم همون سوالای آشنا رو داشتم که خدا رو شکر شما به تمام و کمال جواب دادی ![لبخند]

سارا

خوب مطهره خودش وقتی می بینه تی وی صحنه های خشن نشون می ده نگاه نمی کنه. حتی اگه کارتن هم باشه یا برمی گرده یا جلوی چشماشو می گیره... برای همین ما این مساله ی حریص شدن رو نداریم.

مامان امیر مهدی

یادمه وقتی مختارنامه می داد امیر مهدی از قبل می نشیت منتظر تا شروع شه ساعتش و کانالشو حفظ بود و با اینکه من چند بار حواسشو پرت کرده بودم اما خودش می فهمید من دارم چیکار می کنم. خلاصه همشو دید[ناراحت]

فاطمه

البته من با اساس موضوع مشکلی ندارم و خودم هم خیلی مواظبم که حانیه نبینه این صحنه ها را. اما اخیرا یه دغدغه پیدا کردم. چند روز پیش تو این مستند شهید رضایی نژاد مادر آرمیتا یه چیزی گفت که خیلی بهش فکر می کنم. اون گفت ما همیشه خیلی سعی می کردیم آرمیتا را از مسائل و موضوعات خشن دور نگه داریم. صحنه های خشن، موضوعات خشن، جنگ و خونریزی و ... . حتی براش جایگزین داشتیم و بخصوص سعی می کردیم اون را درگیر مسائل و موضوعات هنری بکنیم. و اوضاع طوری شد که برعکس همه تافته ها آرمیتا با سخت ترسن و خشن ترین صحنه ای که ممکنه در زندگی یک آدم پیش بیاد مواجه شد! نمیدونم از اون روز همش فکر میکنم اگر هر زمانی ما دچار جنگ بشیم، یا شرایط مشابهی برامون پیش بیاد این بچه های خون و خشونت ندیده را چطور باید توجیه کرد؟

طفل معصوم

برادرم جلوي برادرزادم فيلم کشتي کج مي ديد؛ اين بچه هنوز دوسالش نشده بود بمحض رسيدن به خونه هر کي مي گفت : فيلم بکش بکش برام بذاريد !