خمیر بازی

به نام خدا

من تازه کشف کردم معجزه سرگرم کننده ای به نام خمیر بازی رو...

یکی از بازی هایی که ما دو نفری با خمیر بازی میکنیم اینه که من یه صورت گرد درست میکنم و به علی میگم براش چشم و دهن و دماغ و مو و گوش بذاره, یا یه حیوون رو با همکاری هم درست میکنیم , البته تقریبا دو سه هفته اولی که خمیر بازی رو براش خریدم هیچ چی براش درست نکردم و گذاشتم خودش با خمیر ها ور بره و چیزهای کج و کوله بسازه و چیزهای جدید کشف کنه, مثلا کشف کنه که:

 خمیر بازی به دیوار میچسبه,

خمیر بازی خیلی چیز بد مزه ایه !

وقتی دو تا رنگ خمیر بازی با هم قاطی بشه دیگه جدا نمیشه.

خمیر بازی رو میشه در سوراخ های مختلفی فرو کرد و...

.

این هم نمونه ای از صورتهای  ساخته شده:

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
نیلوفر

یادش بخیر منم عاشق خمیر بازی بودم ...خدا حفظش کنه واستون[لبخند]

مامان محمدمهدی

آفرین.خیلی خوب ساخته صورتو[تعجب]

مامان محمدين

كشف ها جالب بودن. خميرش خوراكي بود؟ خودت درستيدي؟ خولاصه راهنمائي بفرمائيددددددد ... مرسي كه يادم آوردي. بايد دوباره برم تو فازششششششش

صبا

سلام من جواب داده بودم ها!!! حتما نرسیده... مهمترین دلیل اینه که تو اکثر کتابها خوک به عنوان یکی از حیوانات مزرعه معرفی شده در کنار بز و اردک و گاو و گوسفند و اسب؛ در حالی که این با فرهنگ دینی ما سازگار نیست. یه علت هم شاید شخصی باشه، بالاخره این حیوون آلوده و نجس هست. یه جور حس چندش نسبت بهش دارم. حتی بدم میاد دستم به عکسش بخوره. اسمش رو به علی یاد دادم ولی توضیح دادم که یه حیوان آلوده است و .... و خب شخصیتش رو از داستانها حذف میکنم؛ البته اصولا سعی میکنم توی کتابهایی که میگیرم نباشه.