یا حق

* وقتی غذاش تموم میشه، میگم بگو: الهی شکر

دستهاش رو میبره بالا .........

من هم از ذوق میگم شکرت خدای مهربون.

*لباس تنش کردم بریم بیرون

گفتم تلفن رو بده من به بابا زنگ بزنم بگم زود بیاد

تلفن رو برداشت و رفت روی مبل نشست و مثل من شروع به شماره گیری کرد

من هم شکار لحظه ها کردم و ازش عکس گرفتم.

/ 3 نظر / 3 بازدید
سحر

سلام روز بخير مهربون..به كلبه قشنگت سرزدم و لذت بردم.دوست دارم بازم بهت سربزنم .راستي دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه منم صفا بده تازه آپ كردم. راستي يادت نره لینک قشنگ مستند مرگ مردیخی را گذاشتم بالای وبلاگم پیشنهاد میدم حتما ببینی ديدنش خالي از لطف نيست....اميدوارم روز قشنگي داشته باشي روز خوش [بغل][گل][بغل]

خاله مهربون

آخی، الهی جیگرتو بخورم که اینقدر آقایی!