خانه اردیبهشت

به نام خدا

دیروز روز اولی بود که تو کارگاه مادر و کودک خانه اردیبهشت شرکت میکردیم , من و علی و محمد مهدی و مامانش .

20 دقیقه اول علی اصلا از بغل من پایین نمیومد و فقط به بازی بچه ها نگاه میکرد, ولی زود یخش باز شد و با بچه ها شروع به بازی کرد.

از قسمت بادکردن بادکنک و نقاشی روی اون و بازی با رنگ انگشتی خیلی لذت برد طوریکه بعد از اتمام بخش نقاشی اومد تو اتاق مربوطه و گفت : نگاشی.

شب تو خونه وقتی چشمش خورد به بادکنکی که تو خونه داشت اونقدر گفت: نگاشی, نگاشی که من مجبورشدم بساط رنگ و قلمو براش فراهم کنم.

این هم عکسی از لحظات هنرمندی علی:

 

به نظرم علی  نقاشی رو دوست داره هنوز هم روزی نیم ساعت تو حموم با رنگ انگشتی و ... سرگرم میشه.

 

 نکته: به نظرم اگر شخصیت هر انسانی حول محور ایمان به خدا و ادب و فروتنی ،خویشتنداری و خود کنترلی ، سعه ی صدر ، زیبایی بینی و احترام به حقوق دیگران بگردد یعنی تمام استعدادهای نهفته ی انسانیش هویدا شده و من میترسم اگر به بعضی استعدادهای هنری و علمی بچم زیاد تر از حد معقول بها بدم ازپرورش استعداد های حقیقی انسانیش غافل بشم .

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
سارا

سلام مرجان جان چه بامزه. چرا قبلا آدرس وبلاگ رو نمی ذاشتی ما ام بیایم مستفیض شیم. خدا کوچولوتو برات نگه داره. توی وبلاگ خودمون نگفتم، چون بعضی آقایون شاید می رفتن نوشته های زنانه ما رو می خوندن. خوب نبود. من فقط توی تاپیک مامانای فروردین 89 عضو بودم. البته نی نی سایت واقعا ناراحتم می کرد. وقتی دخترم از آب و گل در اومد، اومدم بیرون. موفق باشی

مامان محمدين

يه جائي اون بالا مالاها بنويس پسريت متولد كي هست؟! [ماچ]