دیالوگی به سبک پدر

به نام خدا

 من: علی، علی جان...............علی آقا))))، پسر گلم.................

علی:سکوتخنثی

اومدم جلوش میگم: مامانی با شمام چرا جواب نمیدی؟

علی: خب نشنیدم!!!

من: داشتی چیکار میکردی؟**

علی: خب داشتم موهام رو شونه میکردم برم سر کار دیگه!!!تعجب

بعد کمربندش رو بسته و کیف من رو برداشته و رفته دم در و میگه: کاری نداری خانم, من دیر میام هااااا!تعجب

یعنی بعضی وقتها اونقدر شبیه باباش حرف میزنه که من شاخ در میارم.

 ------------------

** هی به خودم میگم که کمتر باید تو کاراش کنجکاوی کنم، ولی ،چیکار کنم دست خودم نیست  فضولم دیگهنیشخند 

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
زهرا

طاهای من هم کاملا کارها و دیالوگ های باباش رو تکرار میکنه...

ستاره

الهییییی! وروجک چه جوری حرف میزنه (کاری نداری خانم؟!!!!!!)[خنده]

هادی

خدا رو شکر یک نفر پیدا شده از جماعت مرد انتقام ما رو بگیره

تکتم

عزیزم علی به سن همانند سازی از والد هم جنس اش وارد شده ولی خیلی خره اگه دم دستم بود له اش می کردم می چلوندمش عجب موجود .... ایه (باید فخش بدم دلم خنک شه ولی فحشاش معنی بدی نمیده )

مامان محمدمهدی

عزیزم[قهقهه][خنده]