دستاورد سفر

به نام خدا

این مسافرت چند روزه ای که رفتم غیر از استراحت و کمی آرامش و در کنار هم بودن چند دستاورد بزرگ ذهنی(در دنیای مادرانه هایم) برایم داشت , مینویسم که یادم نره:

1- اینکه میگن 90 درصد خواسته های بچه ها در قالب منطق خودشون منطقیه , درسته! البته به شرطی که همه چیز زندگی سر جای خودش باشه, یعنی اگر روال زندگی آرامش و نظم نسبی وخودش رو داشته باشه, اکثر خواسته های بچه ها عملی و شیرینه.

2- به خودم که نگاه کردم, دیدم انگار همه لذتهایم در لذت بچه ام خلاصه شده , یعنی کمتر کاریه که من مستقلا باهاش کیف کنم و لذت ببرم , یعنی از انجام تقریبا همه کار دنبال لذت علی بودم و تقریبا همه پیشنهادهایی رو که میتونست برای علی کسل کننده یا اذیت کننده باشه رد میکردم. و البته این مسئله اصلا خوب نیست باید سعی کنم متعادل ترش کنم.

3- بودنم در کنار علی چقدر به من و او آرامش میده.

4- نگاه کردن به دنیا از زاویه دید بچه ها چقدر زیبا و لذت بخشه. کمی آرامش ذهنی کافیه تا من در دنیای کودکی غرق بشم و کودک درونم به جنب و جوش و بازی با علی بپردازه.

... و کلی نتایج فلسفی و جهان بینی و زیبا بینی دیگه مثل این:

        "شهر های بزرگ خوره جان بشریتند و مانع رشد همه جانبه کودکان"

و این:

         "خدا زنها رو چقدر خلاق و پر انگیزه و گشاده دل آفریده و بعضی از ما که اینچنین نیستم با دست خود فطرت خود رو دستکاری کرده ایم"  

/ 2 نظر / 7 بازدید
زهرا

با دو نتیجه آخر خیلی موافقم.لایک!

تکتم

ما کلا منحرف شدیم از خودمون. شما هم سعی کن سفر نری هی نسبت به شرایط فعلی حساس می شی دیگه خانم مدیر خوبی نیستی دیگه [چشمک]