باکتری زدایی!

به نام خدا

چندی پیش برای علی مجموعه کتابهای" من میتوانم" که در مورد روزمره های گربه دختری! به نام کتیه رو خریدم, کتابهایی که آموزش مسواک و لباس پوشیدن و جمع کردن اسباب بازی و... رو در قالب یک داستان ساده بیان میکنه.

یکی از این کتابها در مورد مسواک کردنه, و جریانش از این قراره که کتی مسواک نزده و دندون درد گرفته و مامانش داره براش توضیح میده که باکتریها چجوری رفتن و دندونهای تو رو خوردن و تو حالا دندون درد داری, بیشتر از اینکه داستان کتاب جالب باشه تصویر سازیش با مزه و جذابه .

 خدا رو شکر گوش باکتریها کر! در حال حاضر برای ما راه گشای خوبی بوده برای رضایت علی تو مسواک زدن دندونهاش.

شب که میشه بهش میگم بیا بریم باکتریهای بدجنس رو از لای دندونات دراریم, طفلک هم دهنش رو به غایت باز میکنه و آآآآآآ کنان میشینه تا من به جون مرواریدهای کوچولوش بیافتم , هر وقت که دهنش بسته میشه میگم :اِاِاِ باز کن یه باکتری هم اونجاست و...

 

-----------------------------------------

خلاصه که آشنایی علی با موجودات ریزی به نام باکتریها از اینجا شروع شد و به من کمک کرد تا با مشکلات دیگه(مثل فرار از تعویض پوشک× و شستن دستها و.... )فائق بیام, شکر خدا.

×: بعععععله, پسر ما هنوز در اسارت پوشکها به سر میبره و فعلا قصد رهایی نداره که نداره.

/ 8 نظر / 7 بازدید
فاطمه

چه حس خوبی دارد اینجا! و تو آنقدر خوب روایت می کنی که می شود تصور کرد! خدا دل و جنتان را حفظ کند

سارا

من تا حالا فقط کتاب دستشویی کیتی رو خریدم. که خوب بود. مطهره رو هم خدا رو شکر چند روز پیش گرفتم از پوشک. به لطف خدا و کمک گرفتن از امام رضا. یه کم قبلش آماده اش کرده بودم. بعدشم که شورت آموزشی پاش کردم و تند تند بردمش دستشویی. خدا رو شکر زود یاد گرفت. البته بچه ها با هم فرق دارن. شاید هنوز آمادگی نداره. ولی ایشالا که این تابستون یاد می گیره دیگه. اون کتاب کیتی رو هم براش بگیر که برای دستشوییه. شاید جواب بده. راستی علی دقیقا چند وقتشه؟

سارا

خدا حفظش کنه. پس اصصصصلا دیر نشده. حالا جا داره.

فاطمه

دقیقا من هم همین راهکار را داشتم اول برای غذا خوردن و چون خیلی از تاثیر گذاریش هیجان زده شده بودم برای خیلی از کارهای دیگه هم بکار بردم مثل همونهایی که تو گفتی، مسواک زدن، لباس گرم پوشیدن، دستشویی رفتن و دست و رو شستن و ... فقط یک آسیب داره این کار (که البته نمی دونم باید یه متخصص تعیین کنه که این آسیب هست یا نه و بهتره بگیم پیامد!) اون هم اینه که بعد از یه مدت به دلیل این کار من و آب و تاب دادنش مثلا اینکه صدای میکروبها را دربیارم که دارن "خونه خراب" میشن و البته همکاری قوه تخیل خودش همه عالَم برای حانیه تبدیل شد به صحنه درگیری و جدال با میکروبها و کمی بعد شیطون. دیگه هر کاری که میخواست بکنه باید مطمئن میشد این کارش باعث ناراحتی و نابودی میکروبها و شیطون میشه تا اون را انجام بده. من همیشه آرزو داشتم حانیه کارهای خوب و درست را به خاطر خوب و درست بودنشون انجام بده! البته الان دیگه یه کمی از شدت اون وضعیت کم شده ولی خوب هنوز آثارش هست. راستی در مورد از پوشک گرفتن هم یک توصیه دارم برات. هرگونه عجله ای در این کار (که بخصوص فشار اطرافیان آدم را وادار به اون میکنه) از تو و پسرت یک آدمهای عصبی میسازه که

زینب سادات

پوشک چیز خوبی نیست مامانی! باکتری داره!!!![نیشخند] چه باحال! خوشم اومد باید برای حسام هم بگم باکتری رو! من می گم میکروب ولی انگار باکتری ناااااااااااازتره[نیشخند]

زینب سادات

من هر دو تا بچه ها رو سه سالگی از پوشک گرفتم! یاد بگیر!!!! ببین چه قدر زرنگم![نیشخند]

سارا

منم توی دور و بری ها چند تا پسر دیدم که سه سالگی تونستن با مقوله ی پوشک نبودن کنار بیان.

مامان محمدمهدی

ممنون از کتابهایی که معرفی کردی منم برای محمدمهدی خریدم و خیلی راضیم