به نام خدا

اینجا مینویسم تا یادم نره که تصمیم گرفتم دیگه به علی غذا ندم, یعنی من غذا تو دهنش نمیگذارم دیگه ........ ابداً.عصبانی

خانم نجفی رو هم مجاب کردم که دیگه اینکار رو نکنه.

میخواستم قسم بخورم ولی باز دلم نیومد گفتم شاید برای مریضی خدایی نکرده یا مواقع فورس ماژور لازم بشه که غذا دهانش بذارم اون موقع چون قسم خوردم و نمیخوام قسم بشکنم, به خودم و بچه خیلی فشار میاد.

 

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

معلومه که خیلی عصبانی هستیا ولی روش خوبیه. یکی از دوستام می گفت من سفره رو که جمع کنم دیگه هر چی بگه گرسنمه بهش چیزی نمی دم بخوره تا بفهمه و یاد بگیره سر سفره باید بخوره. اینم روش خوبیه که البته من نه به این سفت و سختی، ولی یه ذره رعایت می کنم. چون واقعا چند دفعه که گرسنه بمونن یاد میگیرن. مشکل از ماست که دلمون نمیاد بچه گرسنه بمونه. حالا بعدا بیا از نتیجه ی قول و قرارت با خودت بگو ببینیم فایده داشته یا علی سر سخت تر از این حرفاس

سارا

اینم بگم. یادمه یه بار مطهره هفت هشت ماهش بود. رفته بودیم مهمونی. سر شام برا مطهره یه روفرشی انداختم. نشست خودش کلی تکه مرغ و چیپس خلالی خورد. اینقدر تنهایی برای خودش خوب خورد که شب کلی صدفه و اسفند و اینا... بس که همه شوکه شده بودن. چون من خودمم ریلکس هستم. زیاد گیر نیستم که حتما زیاد بخوره. می ذارم براش خودش بخوره. گاهی دو قاشق می خوره فقط. ولی خیلی بهش اصرار نمی کنم. خیلی ام زود یاد گرفت با چنگال غذا بخوره. و بعد هم با قاشق. شاید یه سالی هست که دیگه خیلی کم غذا دهنش میذارم. اصلا افت داره براش. اینا تعریف از خود نبودا... تعریف از دست و پای بلورین دخترک بود :دی نه. گفتم شاید مفید باشه برای خواننده های وبلاگت

فروغ

پسر من خیلی بد غذاست همه بهم گفتن ولش کن بزار به عهده خودش خودش میخوره 5 ماه ولش کردم قد و وزنش ثابت موند ...نمیشه برای همه یه نسخه پیچید اما از وقتی میره مهد دیگه خودش با اشتها غذا میخوره

مینو مینایی

مرجان جان هدفت از غذا ندادن به علی چیه؟ گاهی فکر می کنم قضیه سیاه و سفید نیست، گاهی باید داد و گاهی نباید داد یادمه از 4 سالگی امیر مهدی خودش غذا می خورد اما رفته بودیم جایی مهمونی پسرشون 6 ساله بود غذا می ذاشتن دهنش، همه هم مدام بهش توجه می کردن ، بعد از اون خواست من بهش بدم و غذا نمی خورد، چون فکر می کرد این محبت و توجه من بهشه، منم مقاومت نکردم و یه مدت بهش دادم تا اصل ماجرا یادش رفت و دوباره کم کم خودش خورد هر وقتم خونه مادران گرام بودیم به من می گفتن چرا بهش نمی دی؟ بعدم که می دیدن من نمی دم خودشون شروع می کردن به بچه غذا دادن،این دخالتا اما باعث لوس شدن بچه می شه و خوب مقاومت بهترین حالته ، الان چند لقمه که می خوره می گه سیر شدمو میره کنار، مجبورم بهش چند قاشق بیشتر بدم چون دکتر گفته کمبود وزن داره. در هرصورت در هر زمانی، بنا به اقتضای اون موقعیت و فهم و درک بچه باید منعطف عمل کرد، کلا کمی بی خیال[چشمک]

زهرا

من هم سعی کردم که خیلی موقع غذا خوردن دنبال طاها نرم و بذارم به عهده خودش! اما همسرم خیلی نگرانتر از منه و اون دنبال طاها میدوه و سفارش میکنه به غذا خوردنش! من خیلی ریلکس ترم!!!

طفل معصوم

دخترکم 9 ماهشه اما از همين الان موقع غذا دهن کردن جيغ ميزنه که مي خام خودم بخورم! من کلا تريپ بچه غذا بده نيستم اما ديدم مادرهايي که تا 8 سالگي غذا دهن بچه شان مي گذاشتند براي اين که به مرحله قسم خوردن شما نرسم بايد از همين الان شروع کنم!

فاطمه

من به عنوان یک هم درد چند توصیه دارم: اول اینکه تصمیم نگیر که "دیگه به علی غذا ندی" چون عمرا نمیتونی این کار را بکنی. دست بر داشتن از این عادت هم مثل همه عادتهای دیگه فقط به صورت تدریجی ممکنه. فعلا بهتره تصمیم بگیری که بنای خودت و علی بر این نباشه که فقط اگر تو بهش غذا بدی غذا بخوره. دوم اینکه وقتی تصمیم میگیری که به علی غذا ندی معنیش این نیست که هیچ کار دیگه ای که باعث تشویق و تحریک علی برای غذا خودن میشه هم انجام ندی. بلکه احتمالا مجبوری همه روشهای دیگه را به نحوی تغییر بدی که تاثیرگذاریشون بیشتر بشه. سوم هم اینکه توصیه میکنم روشهای سختگیرانه ای که برخی دوستان پیشنهاد می کنن مبنی بر اینکه غذا را فقط سر سفره و زمانی که خودتون غذا می خورید در اختیار بچه بگذارید تا بچه بفهمه که اگر همون موقع غذا نخوره گرسنه میمونه و ... را به هیچ وجه حداقل تا قبل از اینکه علی به سنی برسه که بتونه اتفاقاتی که چند ساعت ازشون گذشته یا چند ساعت بهشون باقی مونده را تحلیل کنه و به هم ربط بده (یعنی حدود پنج تا شش سالگی) عملی نکن چون نه تنها تاثیری نداره بلکه در این مورد خاص چون گرسنگی بچه را عصبی میکنه احتمالا اثر عکس داره

اکرم

از اینکه خدا رو شکر بچه من غذا خوره واقعا به خودم میبالم!!! انشالله قسمت شما بشه!

یک دوست

سلام عمراً موفق بشی[نیشخند]

زینب سادات

جووووووووووووووون من ان مشاور هیچ وقت به بچه ش نمی گه اگه این کارو کردی منم برات اون کار رو می کنم!؟ حتی خدا هم که خداست می گهفلان کار رو بکن تا فلان پداداش رو بگیری! بی خیال شو. به همه ی حرفای مشاورا نمی شه عمل کرد. اینو جدی گفتم. نه شورش رو دربیار نه بذار بچه همینجوری کشکی بزرگ بشه. همه ی آدما نیاز به انگیزه دارن برای انجام کارهاشون. انگیزه برای ما آدم بزرگا یه چیزه و برای بچه ها یه چیز.