به نام خدا

 هدف من از تشکبل این وب, درج خاطرات علی و نوشتن حرفهایی است که دوست دارم به پسرم بگم و ثبت مطالبی که دوست دارم علی در آینده اونها رو بخونه است و این باعث شده تنوع مطالب از عکس و خاطره های تلخ و شیرین و دلنوشته های من باشه تا وصیت و توصیه به پسرم , ولی راست میگن خوانندگانی که من و علی و میشناسن, میگن"خوندن مطالب این وبلاگ همه جنبه های شخصیتی علی رو نشون نمیده و یکی از اونها شیطنت های علیه", میگن من از شیطنتهای علی کم مینویسم ,کم رنگ مینویسم, واقعیت اینه که من به فراخور موضوع از بازیگوشیهای علی مینویسم ولی راست میگن کم رنگ مینویسم

حالا علت چیه؟

- اولا علتش این نیست که شیطنت رو خصوصیت بدی میدونم, چرا که از رسول اکرم(ص) حدیث داریم که "شیطنت بچه در کودکی نشانه عقل او در بزرگسالیست". 

- میترسم جوری از شیطونیهاش تعریف کنم که وقتی خودش خوند این شبهه براش بوجود بیاد که ما از شیطونیهاش عاصی میشیم.

- بعضی از کارها و شیطونیها رو هم که همه پسر بچه ها دارن و گفتنش لطفی نداره!

من خیلی از شیطونیها و کارهاش رو برای اطرافیان هم تعریف نمیکنم شاید به این دلیل که :

اگر مادر و پدر بچه ای دائم بگن بچشون شیطونه, دیگه اون بچه به شیطنت معروف میشه و چون خیلی ها فرق بین شیطنت و خرابکاری رو نمیدونن , همیشه همه خرابکاریها رو کار اون بچه میبینن و مثلا وقتی جمع بچه ها مشغول بازین و یک چیزی خراب میشه یا گریه یکی در میاد , همه از چشم اون بچه ای میبینن که به شیطنت معروف شده.

ضمنا چون شیطونی و شیطنت از ریشه شیطانه دلم نمیخواد از این واژه زیاد استفاده کنم ولی چه کنم که مترادف خوبی براش پیدا نکردم, (واژه بازیگوشی هم جایگزین کامل و جامعی به نظرم نیست).

اما جهت ثبت در خاطرات نمونه ای از شیطنت های علی رو در مطلب بعدی مینویسم.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٥ | ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()