یا ارحم الراحمین

چند روز پیش سر سفره صبحانه، علی اومد نشست، چای کیسه ای رو بر داشت و زد تو آبجوش، چندین بار بالا و پایینش کرد تا خوب چایی رنگ بگیره، بعد درش اورد گذاشت تو سفره و بابایی که اولین بارش بود این شیرینکاری رو میدید ، کلی قربون صدقش رفتبغل ماچ    و اما لحظاتی بعد..... علی چای کیسه ای رو برداشت و چلوند روی فرش کرم رنگ خانه ما!ناراحت

برای شام، سفره رو پهن کردم، براش کمی نودالیت درست کرده بودم تا در اثنایی که مشغول بازی بازی کردن با اونهاست غذاش رو بذارم تو دهنش، ولی موفق نشدم بیش از ٢ قاشق بهش بخورانم.متفکر عوضش همه خونه پر از رشته شد.

 علی بازی کردن! با رشته های ماکارونی و نودالیت رو  خیلی دوست داره ولی خوردنشون رو ابداً.ماچ

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۳/٢۱ | ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()