ماچبه نام خدا

این شبها، علی اصلا قصد خواب نداره ، از ساعت ١١ میریم تو رختخواب و تا ١٢ طول میکشه تا به زور بخوابونمش.(به این نتیجه رسیدم دیگه لالایی نخونم، لالایی خواب رو از سرش میپرونه)خواب

این شبها، علی وقتی میخوابه تا صبح بیش از ۵ دفعه بلند میشه و میگه آبه!اوهبغل

این شبها، علی خیلی بد میخوابه، دایم غلط میزنه، از رو به پشت میخوابه ، دقایقی بعد دو باره از رو به دمر و....ابرو

این شبها ،سرو صورت من از اصابت سر علی درد میکنه.(چند شب پیش ، نصف شب بیدار شد نشست و گفت آبه، و چون گیج میزد با سر منگ، محکم خورد گوشه لبم و لبم تا ٢۴ ساعت باد داشت.)ناراحتماچ

این شبها ،علی خواب هم میبینه ، خواب خوب میبینه میخندهخنده  ، خواب بد میبینه جیغ میزنهگریه

در شبهای بعدی قصد داریم علی رو تو اتاق خودش بخوابونیم، تا مستقل بشه.گاوچران

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۳/٧ | ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()