به نام آنکه جان را فکرت آموخت

چند روز پیش که علی رو برده بودم پارک به یکسری نکات ظریف تو شناخت علی پی بردم:

١- فقط میخواد که ولش کنیم بدوه و بره و وقتی داره تو پارک یا خیابون واسه خودش پرسه میزنه و میدوه اصلا نگاه به پشت سرش نمیکنه که ببینه من یا باباش هستیم یا نه؟ناراحت

٢- به همه چیزهای مربوط و غیر مربوط کار داره از شیر فلکه فواره ها بگیر تا گلها و جونورها و شلنگ آب.گاوچران

٣- برای رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنه مثلا اگر بخواد از حصار دور چمنها رد بشه بالاخره میشه، یا خودش راه حلی پیدا میکنه یا من رو مجبور به ارائه راه حل میکنه.متفکر

۴- مثلا گیر داده بود که از بلند ترین پله های سرسره پارک بالا بره و از دالان پر پیچ و پر شیب سرسره پایین بیاد هر چی بهش میگفتم متوجه نمیشد که خطر داره یا اوف میشی یعنی چه؟ اصلا احتیاط و ترس تو کارش نیست.نگران

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۱/۳٠ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()