به نام خدا

آدم هر چی به روند رشد و بزرگ شدن بچه ها بیشتر نگاه میکنه

 بیشتر به قدرت و عظمت و حکمت خدا پی میبره چقدر مراحل رشد و

 تکامل آدم واقعا دقیق و حساب شدست.

علی تقریبا از ٩ ماهگی شروع به راه رفتن کرد علی رغم اینکه

 اوایل خیلی زمین میخورد، ولی به شدت در راه رفتن مصمم

 بود تا اینکه دیگه وقتی ١٠ ماهش تموم شد کامل میتونست

 راه بره، به قول یکی از دوستان" روزی که بچه بتونه بدون

 کمک از زمین بلند شه و راه بره دیگه باید منتظره دویدنش

 بود."خوشمزه

اینروز ها علی کم کم داره با درآوردن آواها و صدا های مختلف و

 تقلید حروف از اطرافیانش حرف زدن رو یاد میگیره.لبخند

من فکر میکنم زود حرف زدن یا دیر حرف زدن تو بچه ها هم به

 عامل ارث و هم به تمرین کردن با بچه ها مربوط باشه. ما که

 همه پر حرفیمخجالت و البته با علی هم زیاد حرف میزنیم . من بچه

 پر حرف دوست دارم فکر میکنم بچه های کم حرف به مرور

 گوشه گیر و درون گرا میشن.

پرستارعلیلبخند خانوم خیلی خوبیه و(میخوام پست بعدی رو به

 شرح احوالات پرستار علی اختصاص بدم) خیلی باهاش حرف

 میزنه، براش شعر و کتاب میخونه ، در حین بازی دائم با هیجان

 تشویقش میکنه حروف رو ادا کنه.(شکر خدا) 

علی الان چند تا چیز رو خوب بلده:

وقتی میخواد بغلش کنم میگه: بب(با فتحه)بغل

بابا رو هم خیلی غلیظ و محکم میگه.قلبقلبقلب

و ددر رو هم چون خیلی دوست داره خیلی زود گفت . وقتی

 میگم لباس بپوشیم بریم ددر میگه : گگ گگ(با فتحه)

و مامان رو هم هر چی باهاش تمرین میکنم نمیگهناراحت

علی جان مامانی خیلی بازیگوش شدیاوه. مثلا دیروز من داشتم اتاقت رو

 مرتب میکردم یه دفعه دیدم صدات از تو کمد میاد که داری غرغر کنان کمک

 میخواهی. بله! رفته بودی تو کمدت و در رو از پشت بسته بودی! گردنت خم

 مونده بود و کلافه شده بودی، من هم زود درت نیاوردم، بدجنسم نه؟ شیطان نه

 عزیزم در کمد رو باز کردم و تشویقت کردمهورا خودت در بیای. شب برای

 بابایی تعریف کردم کلی خندیدیم.قهقههقهقههقهقهه

خدا واقعا همه بچه ها رو حفظ کنه و سلامت نگه داره  انشاءالله



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()