چند روز پیش تصمیم گرفتم برای خرید چند تا اسباب بازی جدید فکری برای علی برم تیراژه اما متآسفانه هر چی گشتم هیچ چی پیدا نکردمناراحت اما در عوض برای علی یک دونه از این ماشینهایی که پشتش سبد خرید داره کرایه کردم و علی رو سوارش کردم خیلی حال کردسبز کلی با فرمون غراضه اش بازی کرد ومن به خریدم رسیدم ،یک دفعه دیدم هر کی از بغلم رد میشه میگه خانوم  بچه خوابش برده.

  •                            

بلی! پسرم از بس خسته شده بود و احساس آرامش میکرد خوابش برده بودخواب و این مسئله برای ما که همیشه برای خوابوندن علی مکافات داریم بسیار جای تعجب داشت. تعجب



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢٢ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()