به نام خدا

حمام بردن بچه ها از همون روزهای اول دغدغه خیلی از تازه مادرهاست, من هم همینطور بودم, تقریبا تا 40 روزگی علی رو مادربزرگش حمام میکرد, نه اینکه بترسم یا بلد نباشم ها نه! من کلا "بلد نیستم" تو کارم نیست اعتماد به نفسم تو این کارها کاذبانه بالاست!از خود راضی 

یادمه 12-13 ساله بودم که برادر زاده 3 ماهه ام رو وقتی مادرش خواب بود برداشتم بردم بشورم و کهنه اش رو عوض کنم, کاملا خودسرانه.استرس 

میگفتم....... علی رو مامانم حمام میکرد برای اینکه اینجوری خودم رو بیشتر لوس میکردم و از زیر کار در میرفتم و البته مامانم خودش مشتاقانه پیشنهاد میداد که اینکار رو بکنه.

علی تقریبا تا همین چند ماه پیش که به علت سوء استعمال! وازلین بچه بر موهای مبارکش من مجبور شدم که تو 24 ساعت 3 بار ببرمش حمام و 12 بار سرش رو با شامپو بچه و شامپو بزرگ و صدر صحت و در آخر با صابون برگردون بابام بشورم عااااشق حمام بود و هر روز هم میرفت سیر نمیشد،

 

این هم تجربه های من برای شیرین کردن اوقات حمام: 

 شنیده بودم که اگر از اول حمام کردن بچه با لطافت و آرامش باشه و حمام دهنده! شاد باشه و استرس نداشته باشه همه چیز خوب پیش میره چون بچه ها ذاتا آب رو دوست دارن و این اضطراب مادر تو حمامهای اول روی بچه اثر بد میذاره و ممکنه روش بمونه بنا براین در مواقع خستگی یا کم حوصلگی خودم و علی از حمام خبری نبود.
تمام حواسم جمع بود تا کف تو چشماش نره چون میدونستم که در غیر اینصورت  بچه تا مدت ها حمام گریز میشه, من از این هد بندهای مخصوص حمام استفاده کردم.
سرش را مطلقا زیر دوش نمی گیرم چون حس میکنم اینجوری نفسش بند میاد.
شامپو کردن همیشه آخرین مرحله حمام علیست.
آب رو به هوای اینکه نکنه سرما بخوره نباید زیاد داغ کرد.

حالا که بزرگ تر شده و به دلیل اون تجربه تلخ کمی از حمام بدش اومده ابداعات جدیدی برای زمان حمام دست و پا کردم:

اسباب بازیهاش رو یا عروسکهاش رو میدم ببره تو حمام و یک لیف به درد نخور هم میدم تا بشورتشون.
تو حمام براش خوراکی دلخواهش رو میبرم.
بادکنک میبریم تو حمام پر از آب میکنیم و میکوبیم زمین و غش غش میخندیم.

کلا سعی میکنیم زمان حمام شاد و متنوع و جذاب بشه.

راستی رنگ انگشتی هم برای هرچه جذاب تر کردن زمان حمام پیشنهاد میشود.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٩ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()