به نام خدا

هر سال با شروع ماه مبارک در کنار همه شیرینیهای لحظات افطار و سحرش و تمام حس خوب لحظات روزه داریش, استرس شبهای قدر رو میگرفتم, استرس از اینکه باید شب رو بیدار میموندم در حالیکه من بیش از حد به خواب شبم وابسته بودم, اما امسال با توجه به اینکه سه سال از مادرشدنم میگذره نگاه میکنم میبینم چقدر شب بیداری برام راحت تر از قبل شده و کلا بدنم تحمل نخوابیدن رو خیلی راحت تر از قبل پیدا کرده, حالا دیگه استرس بیدار ماندن شبهای قدر را ندارم شکر خدا.

خدا کمک کند بتوانم این شبها را درک کنم.

وقتی نوجوان بودم و با مامانم شبهای قدر میرفتم مسجد همیشه این سوال ته ذهنم بود که مادرم چطور اینقدر راحت شب زنده داری میکند؟ چرا من شب به سرش نرسیده خوابم میگیرد و صبح مثل انسانهای عقب مانده حسرت این شب بزرگ رو میخورم؟

حالا فهمیده ام یکی از نتایج شب زنده داریهایم برای علی اینست که راحت تر میتوانم شب را نخوابیده صبح کنم.

البته هنوز شبهایی مانند این هست ها.!!!

عکسی از ماه رمضان پارسال علی سر دیگ آش:

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۳۱ | ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()