به نام خدا

بعضی اوقات اون قدر خستم که پارک بردن علی باعث میشه وقتی برمیگردم خونه بیافتم و به هیچ کاری نرسم و نتونم به اردهای کودکانه علی جواب بدم و در نتیجه اون غر بزنه و من عصبی بشم و سر غذا نخوردن باهاش در گیر بشم و....

جدیدا متوجه شدم که:

اینجور مواقع بهتره از خیر پارک بردن و لذتهای وصف نشدنیش برای علی بگذرم و بشینم تو خونه براش کاردستی درست کنم.خنثی

مثلا از این کاردستیها -------> ***



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۳ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()