به نام خدا

آخر این هفته میخواهیم با ٢٠ روز تاخیر(به علت ماه صفر)برای علی کوچولو جشن تولد بگیریم، از دیروز براش میخونم:

     "جشن و گل و شیرینی   هورا    صد آفرین به نی نی "

بعد علی هم با من دست میزنه. یک کتاب داره بعضی صفحاتش

 مربوط به جشن تولده ،چون توش کلی عکس از بچه هاست

علی اون صفحه رو دوست داره و چون بچه ها دارن دست میزنن

تشویق ، به اون صفحه که میرسه علی هم شروع به دست زدن

میکنهتشویق.

                                          قلب لبخندقلب

تو چند تا پست عقب تر گفته بودم علی خیلی عکس العملی به

 موسیقی نشون نمیده ولی الان به محض اینکه صدای آهنگ

 شنیده میشه هر چی دستشه میندازه زمین و شروع میکنه به

 دست زدن و پای کوبیخنده

 چشم مامان و باباش روشنچشم

من فکر میکنم عکس العمل به آهنگ تو بچه ها کاملا ذاتیه نه اکتسابی !

نمونش علیه که اصلا رقصیدن ندیده بجز این عمو پورنگ ور پریده رو!از خود راضیقهقهه

هفته دیگه پرستار علی میره سفر حج عمره،و من باید علی رو

بذارم پیش مامان جونش .ماچ

جالبه هنوز هم مامان من عشق علیه اصلا وقتی مامانم باشه

 هیچ کاری به من ندارهسبز ، دائما میره بغل مامان و حتی اگر من

برم هم گریه نمیکنه.بامن حرف نزن

این روزها من و علی صدای حیوانات و شکل اونها رو از روی کتاب

  با هم تمرین میکنیم.اما در حال حاضر فقط صدای ببعی و شکل

 پیشی رو میشناسه پسرم.مژه

چند تا عکس مرتبط تو آلبوم علی یافت شد که البته این عکسها مربوط به سه ماهگیه پسرمه:



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/٢٤ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()