به نام خدا

این روز ها احساس میکنم روند رشد ذهنی علی خیلی سریع پیش میره و من ازش جا میمونم.خمیازه

البته قبلا در مورد رشد حرکتیش به این نتیجه رسیده بودم آخه علی:

اولین غلت رو در 3 ماهگیقلب

اولین سینه خیز رو در 5 ماهگیمژه

اولین چهار دست و پا رو در 7 ماهگیلبخند

اولین راه رفتن با کمک اجسام رو در 8 ماهگی لبخند

و اولین راه رفتن بی کمک رو در 5/9 ماهگیفرشته

انجام داده بود.

میگفتمچشم ما هر روز شاهد یک کار تازه از علی آقا هستیم: 

با تقلید از باباش تلفن رو بر میداره و در حالیکه اون رو بین گوش و

شونه اش میگذاره در حال راه رفتن بلند بلند صحبت(اد بد ایو

 بوبولی ا ب د ...)میکنه خندهو من تا حالا موفق نشدم در این حالت

 ازش فیلم بگیرم.قهر

موقع غذا خوردن ما که میشه میاد رو پای من یا باباش میشینه و

 اصرار داره که دونه دونه برنج در دهان ما بگذارهخوشمزه، بعضی اوقات

 هم تا دم دهن میاره ولی نمیده.نیشخند

دیروز که من داشتم غذا میپختم بدو بدو اومده رفته سر کابینت،

 یک قابلمه کوچولو برداشته و به زور میخواسته بگذاره روی گاز،

سبز وقتی هم که میگم: مامانی نمیشه ، جیزه میگه ژیسه ژیسه

خوشمزهو من میمونم که این داره به من چی میگه؟ میگه اگه جیزه

پس تو هم دست نزنابله.وقتی دعواش میکنم میگم برو کنار

 خطرناکه مشغول تلفن، فسقلی به من اخم میکنه و با صدای خشن میگه:

اِ...ه ؟خیال باطلنیشخندآخ

خلاصه که علی جان ما از دست بازیگوشی تو مجبوریم خیلی

 جاها مهمونی نریم یا هرجا که میریم ده دقیقه ای بلند شیم

برگردیم خونه و...(سه نقطه یعنی باهات بازی کنیم و حظ و حال

 مضاعف ببریم.)

                                       دلقکسبزگاوچران

چند وقت پیش رفتیم کلی پول دادیم برای علی آقا صندلی

ماشین خریدیم اما دریغ از 10 دقیقه نشستن با رغبت ، من واقعا

بعضی وقتها که مجبورم رانندگی کنم و تنهام عاصی میشم از

جیغهای بنفش این گل پسر ماچ

 بچم به زبان بی زبونی به من التماس میکنه بیارمش بیرون ولی من چون پشت فرمونم نمیتونم.

 

این عکس رو نبینید که مثل آقا نشسته این عکس در لحظات اول حرکت ماشین گرفته شده. 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()