به نام خدا

یک کتاب جدید برای علی خریدیم که واقعا براش جالبه؛ کتاب" یک جعبه جادویی"

تو یکی از صفحات این کتاب پسر بچه نقش اول کتاب، کلاه و عینک خلبانی گذاشته و توی یک جعبه خالی مشغول هواپیما سواری خیالیه! علی این صفحه رو بسیار دوست داره و هی ورق میزنه ،میرسه به این صفحه و میگه: خبلان.

من هم برای تقریب به ذهنش، جعبه خالی بخار شور رو در اختیارش گذاشتم تا بازی کنه، روز اول هی میگفت: آپاما ، خبلان،...... مامان عینت(عینک) کوشش؟

من هم بوسیله یک عینک شنا و کلاه بافتنی ازش یک خلبان خیالی! ساختم.



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱٩ | ٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()