یا حق

علی جان,

این روزها وقتی میخوای خودت رو لوس کنی یا چیزی ازم بخواهی میگی: مامانی جاااا(ن)

دلم قنج میره از این جان گفتنت.ماچ

این روزها که بابا رفتن سفر , هر جا عکس یا فیلمش رو میبینی میگی: بابایی جااا  من میگم: بابا رفته مسافرت, زود میاد.

بعد با نالهناراحت میگی: بابایی خوام(یعنی بابایی رو میخوام.)

_________________________

چند روز پیش , یکی از دوستانم مهمون ما بود و دخترش من رو خاله صدا میکرد, فردای اون روز یک خط در میون به من میگی: خاله.

________________________

بعضی وقتها که کار بد یا خطرناکی رو تکرار میکنی , لب پایینم رو گاز میگیرم و کمی اخمهام رو میکنم تو هم و بهت میگم: اینکار خطرناکه( یا بده) .

 حالا جدیدا هر وقت کار بدی میکنی, خودت زود تر از من لبت رو گاز میگیری و اخمهات رو میکنی تو هم و زیرزیرکی میخندی , اعتراف میکنم که این لحظه اونقدر قیافت با نمک میشه که من نمیتونم جلوی خندم رو بگیرم.خنده (صورتم رو هر جور میشه از تو قایم میکنم و میخندم )

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۳٠ | ٩:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()