به نام خدا

دیروز روز اولی بود که تو کارگاه مادر و کودک خانه اردیبهشت شرکت میکردیم , من و علی و محمد مهدی و مامانش .

20 دقیقه اول علی اصلا از بغل من پایین نمیومد و فقط به بازی بچه ها نگاه میکرد, ولی زود یخش باز شد و با بچه ها شروع به بازی کرد.

از قسمت بادکردن بادکنک و نقاشی روی اون و بازی با رنگ انگشتی خیلی لذت برد طوریکه بعد از اتمام بخش نقاشی اومد تو اتاق مربوطه و گفت : نگاشی.

شب تو خونه وقتی چشمش خورد به بادکنکی که تو خونه داشت اونقدر گفت: نگاشی, نگاشی که من مجبورشدم بساط رنگ و قلمو براش فراهم کنم.

این هم عکسی از لحظات هنرمندی علی:

 

به نظرم علی  نقاشی رو دوست داره هنوز هم روزی نیم ساعت تو حموم با رنگ انگشتی و ... سرگرم میشه.

 

 نکته: به نظرم اگر شخصیت هر انسانی حول محور ایمان به خدا و ادب و فروتنی ،خویشتنداری و خود کنترلی ، سعه ی صدر ، زیبایی بینی و احترام به حقوق دیگران بگردد یعنی تمام استعدادهای نهفته ی انسانیش هویدا شده و من میترسم اگر به بعضی استعدادهای هنری و علمی بچم زیاد تر از حد معقول بها بدم ازپرورش استعداد های حقیقی انسانیش غافل بشم .

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢۸ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مرجان | نظرات ()